يعقوب جعفرى
58
سيرى در علوم قرآن ( فارسى )
مىشود و انسان را در دنياى شيرين و هيجان انگيزى قرار مىدهد كه او را سرسپرده خود مىسازد . دنيائى كه هيچ دليل و برهانى قدرت آفرينش آن را ندارد ايمانى كه از اين طريق بدست مىآيد ايمان عشق و ايثار و جهاد و شهادت است و گرنه ايمان بدست آمده از برهان و استنتاجات عقلى ، تنها به كار مجادله و مجاب كردن طرف مقابل مىآيد البته چنين ايمانى مىتواند پاسخگوى سؤالات و اشكالات عقلى انسان باشد و او را از حيرت و ضلالت نجات بدهد اما نمىتواند خاصيت ديناميكى و حركت آفرينى داشته باشد . بنگريد كه قرآن كريم چگونه در مباحث توحيد و خداشناسى علاوه بر استدلالات عقلى از راه احساس و عاطفه وارد شده و با برقرارى پيوندهاى عاطفى ميان خدا و مردم در آنها ايمانى بوجود آورده است كه حاضرند همهچيز خود را در آن راه فدا كنند . ايمان عشق و شور و حركت و تلاش ؛ ايمان عاشقان و خودباختگان ؛ ايمان بدست آمده از برهان صديقين . نمونههائى از اين نوع آيات را مىخوانيم : ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ أَنَّ الْكافِرِينَ لا مَوْلى لَهُمْ « 1 » اين بدان جهت است كه خداوند دوست و حامى مؤمنان است اما كافران دوست و حامى ندارند . إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ « 2 » همانا خداوند از مؤمنان جانها و مالهايشان را خريدارى كرد . لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ
--> ( 1 ) - سوره محمد ، آيه 11 . ( 2 ) - سوره توبه ، آيه 111 .